تبليغاتX
قـصر عشـق...

قـصر عشـق...

عشـق تو عجـب حکایتـی شـده... هر حکایت گل خوشرنگی شده...


ارسال شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 21:24

 

 

داود و الهام

    

                                        می شه تا آخر قصه یار دستای تو بود؟

می شه شعر زندگی رو واسه ی چشات سرود؟

می شـه قلب پـاکتو با یک نـگاه ازت ربود؟

تو بگو، می شه شـبا حتی تو خـواب یاد تو بود؟

می تـونم ازت بخـوام همیشـه پیـشم بـمونی؟

واسـه قلـب عاشقــم تا دنیـا دنـیاست بخونی؟

واسه دیدنت تو خوابم می شـه نشـمرم ستاره؟

می شـه تا تـو دنـیا هسـتم، من ببیـنمت دوباره؟

می شـه تا آخـر دنـیا من فقـط، مال تو باشـم؟

می شه با دیدن چشمات، دیگه غم نداشته باشم؟

می شــه از لبـای نـازت گل بوسـه رو بچـینم؟

بشـینــم کنار دسـتت، با تـو رویـا رو ببیـنم؟

می شـه با دیـدن چشـمات همیشــه دلـم بلرزه؟

می شـه وقتی نیستی پیشـم دلم از دنیا نترسه؟

می شه واسه باتو بودن، از همه دنیا جدا شد؟

تو بهــار اون نـگاهـت یه پرستـوی رها شد؟

تو دورنـگی های دنیا، می شه باتو خو بگیرم؟

من بشـم یار یه رنـگت، تنها با تو جون بگیرم؟

واسه آسمون شب هام، می شه تک ستاره باشی؟

جای ماه تو بدرخشی، تو یکی یکــدونه باشی؟

می شه آفتابگردون عاشق، صبح به عشق تو بیدار شه؟

با نگــات آروم بگیــره، از حرارت تـو آب شه؟

می تونم بخوام که باشـی تو فقط، سنـگ صبورم؟

اشـکو رو تنـت ببـارم، بگـم از تو غـرق نورم؟

تو شـبای داغ مرداد، می شـه آسـمون بباره؟

با تو، تو روزای پائـیز، می شه حـس کنم بهاره؟

روز رفتن می شـه بازم، دسـتای تورو بگیرم؟

عمر من که خواست تموم شه، توی آغوشت بمیرم؟

 

شعر از : خودم...


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © davood-elham All right reserved
This Template Designed by ElhaM & DavooD Copyright © 2007 ElDA

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران