تبليغاتX
قـصر عشـق...

قـصر عشـق...

عشـق تو عجـب حکایتـی شـده... هر حکایت گل خوشرنگی شده...


ارسال شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 21:50

  آبرویم را نریزی دل... 

  ای نخورده مست...

   لحظه ی دیدار نزدیک است....

 

  

 

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 22:30

حلول ماه مبارک رمضان بر شما گرامی باد

ان شاالله که حداکثر بهره رو از این ماه و ضیافت بزرگ الهی ببرید و نماز و روزه هاتون مورد قبول حق واقع بشه

همینطور تو این شبا و روزای پر ارزش  التماس دعا داریم از همتون

وقت دعا ما رو فراموش نکنین


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 0:30

میلاد یوسف زهرا مبارک باد

               به روي ماه تو از ما سلام مهدي جان

                سلام ما همه بر تو تمام مهدی جان

                   

مهدی جان...

 دنیارا آذین می بندیم اگر... لحظه آمدنت را بدانیم

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار...

انتظار، واژه‏ای است‏حادثه‏خیز که تا آمدن مولایمان مهدی (عج) به ما درس بیقراری خواهد آموخت

انتظار، نگاه دلسوزانه عاشقی است که هر لحظه به انتظار معشوق، منتظر است

انتظار ، خانه نوری است که خورشید را درک می‏کند

انتظار ، شمع دلسوخته‏ای است که به پروانه عشق می‏آموزد

انتظار ، جاده بی‏نهایتی است که عابران خسته را تا مسیر ابدی، همراهی خواهدکرد

انتظار ، حضور آیینه‏ای است که فضای سینه را سرسبز از صفا و صمیمیت و عاطفه می‏کند

انتظار ، خیال مسافران بازمانده‏ای است تا کاروانی بیاید و راه بیفتند

انتظار ، هجرت پروانه‏ای است که از دیار گلهای پژمرده آمده است

انتظار، نوای نویدبخشی است که عالم را از خواب غفلت‏بیدار می‏کند

انتظار ، بوی غربت و غریبی و دلتنگی نام آشنایی است که موعودی‏ها، درکش می‏کنند

انتظار ، مشق نانوشته روزهای بیقراری است که در غم دیدار اباصالح نوشته می‏شود

انتظار ، دلیل گم شدن در خویش و پیدا شدن، از این گم شدن‏هاست

انتظار ، آینه‏ای است که روزهای بیقراری را به تصویر می‏کشد

انتظار، گریه طفل یتیمی است که از گرسنگی پشت در همسایه مانده است

انتظار ، نوای عشقی است که لحظه به لحظه دیدار را به تجلی می‏نشاند

انتظار ، بوی پیراهن یوسفی است که چشم نابینایی را بینایی می‏بخشد

انتظار ، حکایت آمدن کسی است که از نسل سلاله خورشید پر برکت می‏آید

انتظار ، ورق ورق دفترچه خاطرات نوشته شده در روزهای جمعه زندگی است

انتظار ، بهترین و والاترین هدیه به مستضعفان جهان است

 

                     

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 0:0

 

یلــــــــــدا

من راز عشق را به تو امشب عیان کنم

با تو حکایت از شب یلدا بیان کنم

دیریست شور عشق به جان شعله می زند

تا کی حدیث عشق خود از تو نهان کنم

یلدا شبی دراز و پر از رمز و رازهاست

امشب تو با منی سخن عشق از آن کنم

یک جرعه ی شراب نگاه تو سوزدم

یک ساغرم بنوش که ترک جهان کنم

ای آتشی که شعله به جانم فکنده ای

من با تو عالمی همه آتش فشان کنم

دانی که بی تو روی بهاران را ندیده ام؟

من باتو سبزم و ترک خزان کنم

 

            


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 21:24

 

 

داود و الهام

    

                                        می شه تا آخر قصه یار دستای تو بود؟

می شه شعر زندگی رو واسه ی چشات سرود؟

می شـه قلب پـاکتو با یک نـگاه ازت ربود؟

تو بگو، می شه شـبا حتی تو خـواب یاد تو بود؟

می تـونم ازت بخـوام همیشـه پیـشم بـمونی؟

واسـه قلـب عاشقــم تا دنیـا دنـیاست بخونی؟

واسه دیدنت تو خوابم می شـه نشـمرم ستاره؟

می شـه تا تـو دنـیا هسـتم، من ببیـنمت دوباره؟

می شـه تا آخـر دنـیا من فقـط، مال تو باشـم؟

می شه با دیدن چشمات، دیگه غم نداشته باشم؟

می شــه از لبـای نـازت گل بوسـه رو بچـینم؟

بشـینــم کنار دسـتت، با تـو رویـا رو ببیـنم؟

می شـه با دیـدن چشـمات همیشــه دلـم بلرزه؟

می شـه وقتی نیستی پیشـم دلم از دنیا نترسه؟

می شه واسه باتو بودن، از همه دنیا جدا شد؟

تو بهــار اون نـگاهـت یه پرستـوی رها شد؟

تو دورنـگی های دنیا، می شه باتو خو بگیرم؟

من بشـم یار یه رنـگت، تنها با تو جون بگیرم؟

واسه آسمون شب هام، می شه تک ستاره باشی؟

جای ماه تو بدرخشی، تو یکی یکــدونه باشی؟

می شه آفتابگردون عاشق، صبح به عشق تو بیدار شه؟

با نگــات آروم بگیــره، از حرارت تـو آب شه؟

می تونم بخوام که باشـی تو فقط، سنـگ صبورم؟

اشـکو رو تنـت ببـارم، بگـم از تو غـرق نورم؟

تو شـبای داغ مرداد، می شـه آسـمون بباره؟

با تو، تو روزای پائـیز، می شه حـس کنم بهاره؟

روز رفتن می شـه بازم، دسـتای تورو بگیرم؟

عمر من که خواست تموم شه، توی آغوشت بمیرم؟

 

شعر از : خودم...


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:32

 

به نام تو يك سرزمين از نو بنا مي كنم ،روز تولد تو را آغاز راه مي كنم

 

اردیبهشت ماه
یعنی زمان دلبری دختر بهار
کز تکچراغ لاله , چراغانی است باغ
وز غنچه های سرخ
تک تک میان سبزه , فروزان بود چراغ
و آنگه که عاشقانه بپیچد بدلبری
بر شاخ نسترن
نیلوفری سپید
آید مرا بیاد که : نیلوفر منی
در خاطر منی

 

 



هر انسان لبخندی از خداست و تو زیباترین لبخند خدایی، بهانه سبزم

 


 

از عشق ، عاشق تو هستم

احساس من به تو رو نميشه تو كلمات بيان كرد

احساس من به تو ، نیرومندترین احساسیه که تاحالا داشتم

با این حال وقتی که می خوام اینو بهت بگم یا حتی برات بنویسم

کلمه ای پیدا نمیکنم که حتی بتونه احساسی نزدیک به احساس منو بیان کنه

و اگرچه نمیشه جوهر چنین احساس شگفت انگیزی رو بیان کرد

می تونم بگم در کنار تو چه احساسی دارم، وقتی که پیش توام ، انگار پرنده ای هستم

که آزاد تو آسمان صاف و آبی رنگ بال می کشه

وقتی که پیش توام ، انگار گلی هستم که شاداب گلبرگاشو باز می کنه

وقتی که پیش توام ، انگار موجی هستم تو اقیانوسی  که توفنده به ساحل می کوبه

وقتی که پیش توام ، انگار رنگین کمانی هستم در پس طوفان که سربلند ، رنگامو نمایان می سازم

وقتی که پیش توام ، انگار غرق در زیبایی ها گشته ام

و این تنها بخش کوچکی است از احساسی شگفت انگیزیست که در کنار توام

 

 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا
دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب
عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه
تولدت مبارک

 

تولدت مبارك زيباترين آروزي زندگيم

 

 

امروز روز طلوع توست روز طلوع عشق لبخند نور مهر امروز روز توست یا رویش من است؟

 

 

نمی دونم چی بگم، فقط میگم :

زيبا ترينم ، نازنينم ، بهترينم ... تولدت مبارک ...

 

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:30

 

مـولانـا جـان تولـدتـون مبــارک

سلام به همه ی دوستان عزیزمون مخصوصا دوست گلمون مولانا.


مولانا جان
ما امروز یعنی سیزدهم اردیبهشت، این افتخار رو داریم که
برای دومین بار یه جشن کوچیک تو قصر عشقمون براتون بگیریم
تا واسه چند لحظه هم که شده خوشحالتون کنیم
و بگیم که هیچ وقت شمارو و محبت هاتونو فراموش نمی کنیم
البته خیلی وقته که ازتون خبر نداریم و دلمون براتون تنگ شده
اما ما هیچ وقت روز تولد کسایی که دوستشون داریم وبرامون عزیزن رو فراموش نمی کنیم

مولانا جان
امیدوارم که تبریک من و داود رو بپذیرید و همیشه سلامت باشین
 و به گفته ی خودتون عشقتون هرساله تر بشه
 ما هم به شکرانه ی حضور سبزتون هر سال اینجا از شما و محبت هاتون قدردانی کنیم


لبـخند زدی و آســمان آبـی شد
شب های قشنگ عشـق مهتابی شد
پـروانه پس از تولــد زیـبایـت
تا آخـر عمـر غرق بی تابی شد

اما قابل توجه بعضی از دوستان که مولانارو نمیشناسن:

اول اینکه مولانا اسم مستعار ایشونه و واقعا این نام برازندشونه

دوم اینکه ایشون از دوستای عزیز ما هستن

که از اول باهامون همراه بودن و همیشه راهنماییمون کردن


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 2:0

سلام به همه شما دوستای عزیزمون

چند ساعت بیشتر به تحویل سال ۱۳۸۷ نمونده

من و داود براتون امیدواریم سالی پر برکت و زیبا پیش رو داشته باشین و مثل بهار با طراوت باشین و از این فصل قشنگ لذت ببرین

لبتون خندون ، دلتون بهاری

و لحظه هاتون شاد

عیدتون مبارک

نوروز

معروف است که زرتشت، در روز نوروز از سوی اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد.

با ورود اسلام به ایران، پیامبر گرامی حضرت محمد(ص) آن را مغایر با دین و یکتاپرستی ندید و ایرانیان را برای برگزاری این جشن آزاد گذاشت.

روایت است که روز عید غدیر خم برابر بوده با جشن نوروز در ایران.

ابوریحان بیرونی،دانشمند بزرگ ایرانی، درباره ی تاریخچه ی نوروز گفته است : ایرانیان قدیم به هنگام فروردگان(فروردین) در بالای بامها از بزرگان پذیرایی می کردند و بوی خخوش می پراکندند.

هندی هایی که ریشه ی آریایی دارند، در روز نوروز جشنی به نام "پاتیارا" برگزار می کنند که شبیه  این جشن را رومیان قدیم با نام "مانس" برگزار می کردند.

یکی از ارزشمند ترین دستاوردهای نوروز کشف سال کبیسه توسط ایرانیان بود."وکوت شمیدی" دانشمند و  مورخ آلمانی این کشف ایرانیان را به دوره ی داریوش دوم یعنی حدود 411 سال قبل ار میلاد نسبت می دهد.

با استناد به نوروز ثابت می شود که بنیانگزار سال خورشیدی ایرانیان بوده اند، زیرا هنگامی که سایر تمدن ها سال قمری را معمول می دانستند،  ایرانیان یک دور گردش زمین به دور خورشید را مبداً سال می دانستند.

انتخاب حیوانها بر اساس نوبت به ترتیب زیر بود :

موش، گاو، پلنگ، خرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوسفند، میمون، سگ و خوک. که در نتیجه هر 12 سال یکبار نوبت هر حیوان می شد.

برای فهرست اسامی حیوانات که هرسال به نام یکی مهر می خورد، شاعری به نام "فرالاوی" شعر زیبایی گفته که نخستین بار در کتاب "نصاب الصبیان"  اونصر فراهانی چاپ شد:

موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار

زین چهار چو بگذری نهنگ آید و مار

وانگاه به اسب و گوسفند است حساب

حمد و نه و مرغ و سگ و خوک آخر کار

هفت سین نوروزی

از زمان قدیم، عدد هفت نزد ایرانیان حرمت داشته و علت انتخاب هفت سین در سفره سال نو به همین دلیل بوده است.

اصیل ترین محتویات سفره هفت سین عبارتند از: سنجد، سرکه، سیر، سمنو، سبزه، سماق و سیب.

پیش از این سفره ی هفت سین را خوانچه ی هفت سین می خواندند و آن را به هفت امشاسپندان یا هفت فرشته ی مقرب خداوند نسبت می دادند.

با استناد به گفته حکیم عمر خیام، در دوران باستام به خصوص در زمان ساسانیان، ایرانیان سفره ی هفت شین داشتند که بعد ها به هفت سین تغییر یافت. وی هفت شین را اینگونه معرفی کرده است: شیر، شنبلیله، شیرینی، شمع، شیره خرما، شله زرد و شربت.

و بالاخره آنکه چه هفت سید یا هفت شین، مرسوم بوده که پس از اعلام سال تحویل، ریش سفید یا بزرگتر خانه به هر کدام از اعضای خانواده به رسم برکت ذره ای از هفت سین را می خوراند.

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 14:15

شهادت سید و سالار شهیدان ، حسین بن علی علیه السلام ، بر عاشقان ایشان تسلیت باد

التماس دعا...

 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است

گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است

جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است

خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
پرورده ي کنار رسول خدا، حسين

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]