تبليغاتX
قـصر عشـق...

قـصر عشـق...

عشـق تو عجـب حکایتـی شـده... هر حکایت گل خوشرنگی شده...


ارسال شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 16:35

قلب من و تو

            یکی ست

حقیقت من و تو

             یکی ست

حس من و تو

             یکی ست

و راز ماندگاری عشقمان

همین اعتماد میان من و توست...


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:0

معنای زنده بودن من، باتو بودن است.

             نزدیک، دور

                         سیر، گرسنه

                                     رها، اسیر

دلتنگ، شاد

آن لحظه که بی تو سرآید مرا، مباد!

مفهوم مرگ من

در راه سرافرازی تو

مفهوم زندگی ست.

 

معنای عشق نیز

در سرنوشت من

با تو، همیشه با تو، برای تو، زیستن...

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 1:18

آرزوی من اینست.....

آرزوی من اینست که دو روز طولانی

در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی



آرزوی من اینست یا شوی فراموشم

یا که مثل غم هرشب گیرمت در آغوشم


آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه

سرپناه من باشی لحظه ی تر گریه

آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده

همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست هستی تو من باشم

لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی

تک ستاره ی روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا

پیش ماه و تو باشم لحظه ی لب دریا

آرزوی من اینست از سفر نگویی تو

توهم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من اینست مثله لیلی و مجنون

پیروی کنیم از عشق، این جنون بی قانون


آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا

من برای تو باشم، تو برای من تنها



آرزوی من اینست.....

آرزوی من اینست.....

آرزوی من اینست.....


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 2:20

ســـال نو مبــــارک...

5hjeyi9kl0hsok2a6ad9.gif

 

بوی باران          

     بوی سبزه              

             بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده ، پاک

      آسمان آبی و ابر سپید، برگهای سبز بید

                  عطر نرگس رقص باد ، نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست

          نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش بحال روزگار

                            خوش بحال چشمه ها و دشت ها

                                         خوش بحال دانه ها و سبزه ها

خوش بحال غنچه های نیمه باز

             خوش بحال دختر میخک که می خندد به ناز

                             ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی بانسیم

 ای دریغ ازمن اگر مستم نسازد آفتاب

            ای دریغ از ما، دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

                      گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

                                   هفت رنگش میشود هفتاد رنگ...

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 0:35

 

عاشورا هر روز در در کربلای دلمان اتفاق می افتد ٬ کوشش

 کنیم حسین دل به دست یزید نفس ٬ تشنه لب شهید نشود و

 مگر نه اینکه :

...کل یوم عاشورا و کل ارض

 کربلا

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس به جای

 افکارش زخمهایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را

 بی آبی نشان دادند ....

التماس دعا...


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 1:45

به نام او که عاشق بی همتاست...

بر بال فرشتگان می نشینی و به زمین می آیی...

و زمینی شدنت، چشم آسمان را تر می کند

و قلب زمین را گرم و روشن...

داود عزیزم

امشب، شب میلاد زیبای توست و آمدنت،

روزهای سرد و سنگین زمستان را بهاری می کند...

امشب، تو می آیی تا سرپناه و تکیه گاه من باشی،

می آیی تا صاحب قلب من شوی...

دلم می خواهد تکه ای خورشید پیشکش قلبت کنم

تا بر من بتابی...

تا با پرتوهای گرم و روشنت به من زندگی ببخشی...

رنگ و بوی هر قصه ای عشق است و تو،

رنگ و بوی قصه ی منی...

تو سوغات فرشتگانی هستی که از بهشت آمده اند...

ماه مهربانم

تو که آمدی، قصه ام رنگ محبت گرفت

و کلاغ های سیاه غصه از آسمان آبی زندگی ام پرکشیدند...

تو که آمدی مرغ عشق ها آوازهاشان را

عاشقانه تر سر دادند و من،

در باغچه عشقمان، زیباترین گلـــها را برایت کاشتم...

تو که آمدی، همه درخت ها شکوفه دادند و غنچه ها،

گلهای سرخ و سپید شدند...

تو که آمدی، عطر دلنشین تنت،

چنان مستم کرد که احساس کردم در قلب بهشتم...

و نمی دانستم بهشت قلب توست و من، در قلب تو....

داود من...

سپیده دم، طلوع تو آغازی می شود برای زیباترین

روز دنیای من...

و من امروز،

کوچه های قلبم را به شوق قدم هایت آذین می بندم

تا بدانی بیشتر از همیشه دوستت دارم و

محتــــاج دست های گرم

و قلب روشن و مهربانت هستم...

بهترینم...

قلبم امشب، به شوق تو،

آنقدر تبدار و داغ است که باران هم اگر برآن ببارد،

قطره هایش می سوزد و شعله ور می شود...

صدای تو برایم آرام بخش تر از نسیم

و نگاهت مهربان تر از آفتاب و قلبت زلال تر از آب است...

عزیزترینم...

کاش بدانی این دنیای بزرگ، با همه ی وسعتش،

بی تو...جایی برای من ندارد....

دوستت دارم عشق آسمونی من....

کاش امشب بودی عزیز دلم

هم پارسال هم امسال،

نشد شب تولدت شب خوبی واست باشه

حالا که نیستی،

اما دعا می کنم فردا کنکورت خوب خوب باشه

ایشالا همیشه خوب و سلامت باشی عزیزم

خیلی دوستت دارم داود جونم

ماه من...

مهربون ترینم...

تولدت مبارک....

از طرف:الهام


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 12:0

به نام شعله همیشه فروزان عشق

از شبنم عشــق خــاک آدم گــل شد  صد فتنه و شور در جهان حاصل شد

سر نشتر عشـق بر رگ روح زدنـد یک قطـره چکیــد و نامش "دل" شد

 

در فراسوی زمان، از مرز تن گذشتم و به تو رسیدم، تویی که با تو بوده ام، هستم و خواهم بود...

با تو ای شمع شب های تار، در این وادی غریب، خواهم ماند....

با تو راز آواز مرغ های بی قرار عشق را خواهم فهمید.... با تو، تا آخر دنیا خواهم خواند.... 

هم صدا، بــــهار عشقم... باران عشقت را بر من ببـــــار،

چتر مهرت را بر سرم بگشا و یاس های سبز مهربانیت را

بر تن خسته ام بباف....

عشق راه دورم،

تنها تو می توانی بر شب های تاریک تنهاییم بتابی،

پس، روشنی ات را از من دریغ نکن،

بگذار غرق نور عشقت باشم،

بگذار بهانه ی عاشقانه هایت، من باشم...

می خواهی رقص پروانه را ببینی؟

پس شمعم باش.... می خواهم برایت پروانگی کنم،

می خواهم سرسپرده ی عشقت باشم، می خواهم برایت

           "مجــنون ترین لیـــلای زمان"

                                                       باشم....

می خواهم، سرشار از تمنایت باشم...

لبریز از آبی عشق آسمانیت،

آکنده از عطر نفس های گرمت....

و شیدای قلب بی ریا و عاشقت....

نمی دانم تو که بودی و از کدام سرزمین آمدی....

تنها این را می دانم، که غریبانه با قلبم آشنا شدی و ماندگار!

وجودم را با عشقت آمیختی

و حضورت را در قلبم جاودانه کردی...

آمدی و مرا افسون نگاه سبزت کردی....

پس ای افسونگر عاشق....

بمان تا ترانه عشق را برایت بسرایم،

تا بهـــار را با دستانت وسعت بخشم،

تا با هــم، ترانه ساز آواز چکاوک ها باشیم....

 

دوباره امشب،

من و تو، کنارهم، میثاق عشقمان را زنده می کنیم،

و با تجربه ای شیرین پیوند دل هامان را

جاودانگی می بخشیم.....

امشب.... سالروز حادثه ی مقدس زندگی من و توست :

دومـین سالـــروز میـــلاد

 

 عشـــق پاکــمـان....

 

 

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 21:50

  آبرویم را نریزی دل... 

  ای نخورده مست...

   لحظه ی دیدار نزدیک است....

 

  

 

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 22:30

حلول ماه مبارک رمضان بر شما گرامی باد

ان شاالله که حداکثر بهره رو از این ماه و ضیافت بزرگ الهی ببرید و نماز و روزه هاتون مورد قبول حق واقع بشه

همینطور تو این شبا و روزای پر ارزش  التماس دعا داریم از همتون

وقت دعا ما رو فراموش نکنین


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 0:30

میلاد یوسف زهرا مبارک باد

               به روي ماه تو از ما سلام مهدي جان

                سلام ما همه بر تو تمام مهدی جان

                   

مهدی جان...

 دنیارا آذین می بندیم اگر... لحظه آمدنت را بدانیم

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار...

انتظار، واژه‏ای است‏حادثه‏خیز که تا آمدن مولایمان مهدی (عج) به ما درس بیقراری خواهد آموخت

انتظار، نگاه دلسوزانه عاشقی است که هر لحظه به انتظار معشوق، منتظر است

انتظار ، خانه نوری است که خورشید را درک می‏کند

انتظار ، شمع دلسوخته‏ای است که به پروانه عشق می‏آموزد

انتظار ، جاده بی‏نهایتی است که عابران خسته را تا مسیر ابدی، همراهی خواهدکرد

انتظار ، حضور آیینه‏ای است که فضای سینه را سرسبز از صفا و صمیمیت و عاطفه می‏کند

انتظار ، خیال مسافران بازمانده‏ای است تا کاروانی بیاید و راه بیفتند

انتظار ، هجرت پروانه‏ای است که از دیار گلهای پژمرده آمده است

انتظار، نوای نویدبخشی است که عالم را از خواب غفلت‏بیدار می‏کند

انتظار ، بوی غربت و غریبی و دلتنگی نام آشنایی است که موعودی‏ها، درکش می‏کنند

انتظار ، مشق نانوشته روزهای بیقراری است که در غم دیدار اباصالح نوشته می‏شود

انتظار ، دلیل گم شدن در خویش و پیدا شدن، از این گم شدن‏هاست

انتظار ، آینه‏ای است که روزهای بیقراری را به تصویر می‏کشد

انتظار، گریه طفل یتیمی است که از گرسنگی پشت در همسایه مانده است

انتظار ، نوای عشقی است که لحظه به لحظه دیدار را به تجلی می‏نشاند

انتظار ، بوی پیراهن یوسفی است که چشم نابینایی را بینایی می‏بخشد

انتظار ، حکایت آمدن کسی است که از نسل سلاله خورشید پر برکت می‏آید

انتظار ، ورق ورق دفترچه خاطرات نوشته شده در روزهای جمعه زندگی است

انتظار ، بهترین و والاترین هدیه به مستضعفان جهان است

 

                     

 


نویسنده : [ داود و الـهام ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © davood-elham All right reserved
This Template Designed by ElhaM & DavooD Copyright © 2007 ElDA